ميرزا محمد حيدر دوغلات

129

تاريخ رشيدى ( فارسي )

تفويض فرمود . اين هر دو مثل ساير ملازمان هر ساله در خدمت مىبودند و به وقت رخصت به ولايت مىرفتند « 1 » . تا زمان مير سيد على اين امر مرعى مىبود . وقتى كه « 2 » مير سيد على آقسو را به ايسان بوغا خان داد ، از نباير الياس شاه ميرزا هم به نام الياس شاه « 3 » در خدمت ايسان « 4 » بوغا خان بود كه حكومت قلعه آقسو تا زمان دوست محمد خان به وى بود . اما بعد از مير سيد على در ختن از نسل خضر شاه ميرزا دو برادر بودند ، يكى را خان نظير ميرزا ، ديگر را قول نظر ميرزا [ مىگفتند خان نظر ميرزا ] « 5 » در قوت و « 6 » زور بازو « 7 » خود را عديل ميرزا ابابكر ، بلكه برابر امير سيد على مىگرفت . وى دم از استقلال مىزد و اطاعت قديم را به جانب كاشغر بر طرف كرده بود . ميرزا ابابكر از محمد حيدر ميرزا رخصت استخلاص ختن طلبيد كه خان نظر و قول نظر از جاده اطاعت كه دأب موروثى ايشان بود ، انحراف جسته‌اند . محمد حيدر ميرزا را نيز از ايشان آزار بود . فرمان داد و « 8 » در آن باب تحريض نمود و ميرزا ابابكر ديگر به فراغ بال در كار ختن اشتغال نمود . خان نظر ميرزا عصايى از آهن ساخته بوده است هيچ كس او را به دو دست نتوانستى برداشت ، وى آن را به يك دست كار فرمودى و بر اسب و گاو بر هر كه [ زدى ] « 9 » البته بيفتادى و قول نظر ميرزا برادر خود او بود « 10 » . وى نيز جوانى بود در غايت حلم و وقار . اين هر دو برادر داعيه سلطنت داشتند . « 11 » ذكر گرفتن ميرزا ابابكر ختن را و مستأصل ساختن ميرزايان ختن در آن اوان كه ميرزا ابابكر داعيه استخلاص ختن داشت ، عمر ميرزا همراه او بود . وى برادر كلان خود را در امور نمىپسنديد . وى داعيه مخالفت داشت . اين امر را ابابكر معلوم كرد و او را به نوعى بدست آورد و بصير 327 كرده پيش « 12 » محمد حيدر ميرزا فرستاد . بعد از ويرانى كاشغر ، عمر ميرزا به سمرقند رفت . ( 61 ر ) در آنجا رعايت

--> ( 1 ) . نت : رفتند . ( 2 ) . نت : - مير سيد على . . . وقتى كه . ( 3 ) . نت : - هم به نام الياس شاه . ( 4 ) . نت : ايسا . ( 5 ) . نب : - مىگفتند . . . ميرزا . ( 6 ) . نت : - و . ( 7 ) . نت : + و . ( 8 ) . نت : - و . ( 9 ) . نب : بر هر كجاى . ( 10 ) . نت : - بود . ( 11 ) . نگ : + فصل پنجاه و دوم . ( 12 ) . نت : و به صبر كردن پيش .